چاپ
بازدید: 325

عصر روز سه شنبه برای عیادت یکی از خبرنگاران متعهد شرق استان که اخیرا در حین رانندگی دچار حادثه شده بود به اتفاق دو تن از دوستان عازم گالیکش شدیم.قبل از آن در یکی از روستاهای این شهرستان مهمان یک پیرمرد خیلی با صفا بودیم که هر دفعه که مزاحم این خانواده می شویم ما را از خاطرات بسیار جالب و توصیه های ویژه اش بی نصیب نمی کند .

به گزارش تیتر آزاد به نقل از گلستان ما، عصر روز سه شنبه برای عیادت یکی از خبرنگاران متعهد شرق استان که اخیرا در حین رانندگی دچار حادثه شده بود به اتفاق دو تن از دوستان عازم گالیکش شدیم.قبل از آن در یکی از روستاهای این شهرستان مهمان یک پیرمرد خیلی با صفا بودیم که هر دفعه که مزاحم این خانواده می شویم ما را از خاطرات بسیار جالب و توصیه های ویژه اش بی نصیب نمی کند .

البته قبل از نشستن پای سفره چای و ...ما خودمان با شهری بازی در آوردن در باغ پر درخت و میوه اش از درختان آویزان و ....و وقتی از راه می رسد با رویی کاملا باز تشویق بیشتر به خوردن و بردن هم می کند.

این بار خاطره عجیبی از خانواده های ۱۵ و ۲۰ فرزندی این روستا تعریف می کرد و در یک مورد می گفت که کارمند ثبت احوال به یکی از این خانواده ها گفته بود که دیگه بس نیست! ؟شناسنامه جای نوشتن ندارد! و اون بنده خدا پاسخ داده بود که مگر رزق و روزی اش را من می دهم ؟ رزق و روزی اش را خدا می دهد. لحظات بسیار شیرینی بود؛ انگار از افسانه های ایران و ایرانی سخن می گفت که برای ما اینقدر عجیب و غریب بود!

یاد توصیه اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به فرزندآوری بیشتر با اشاره به اینکه: "در آمریکا ۱۵ تا ۲۰ فرزند می‌آورند" افتادم! و همچنین خاطره ای در ایام اقامتم در مسکو .

سه سال از اقامت تحصیلی ام در مسکو به اتفاق خانواده ام گذشته بود.تابستان سال ۹۳ و ایام تعطیلات دانشگاه به اتفاق خانواده ام عازم ایران بودیم.

در خروجی فرودگاه شرمیتوای مسکو منتظر اعلام پرواز بودیم .دختر خردسالم در حال شیطنت کودکانه خود بود و فقط از دور نظاره گر بودم.

زن سالمندی کنجکاوانه دخترم را زیر نظر داشت و برای چند دقیقه بصورت چشمی او را دنبال و واکنش هایی نشان می داد تا جایی که دخترم هم متوجه نگاه او شده بود و برای او شیرینی کاری هم می کرد!

این خانم سالمند در همان حال و هوا دستش را داخل کیفش برد و یک شکلات بزرگی در آورد و دخترم را صدا کرد و بهش هدیه داد.

به رسم فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان بلند شدم و دخترم را در آغوش گرفتم و از این خانم سالمند تشکر کردم !

از من سوال کرد اهل کجا هستید؟

گفتم ایران

چند بار با حالت شور و شعف کلمه ایران را تکرار کرد و سوال کرد روسیه چکار می کنید؟

گفتم در دانشگاه وزارت خارجه روسیه در مقطع دکتری تحصیل می کنم

با تکرار اسم دانشگاه محل تحصیلم به شور و شعفش بیشتر افزوده شد

ازش سوال کردم شما اهل کجا هستید ؟

بی درنگ گفت :اهل ایالات متحده آمریکا ! و منتظر واکنش من و خانمم ماند

با یک سوال دیگر واکنش نشان دادم و گفتم اینجا چکار می کنید و کجا می روید؟

گفت که دارم به صربستان می روم و توضیح داد که اهل یوگسلاوی سابق بوده و به آمریکا مهاجرت کرد .در ادامه سوال قابل تاملی پرسید و گفت چند تا فرزند داری ؟

گفتم ۲تا

گفت که بازم بچه می خواهید؟ گفتم ممکن است ۲دیگر

گفت فقط ۴تا بچه ! ! ؟

جوابی برای سوالش نداشتم و با تعجب منو نگاه می کرد. یکدفعه در حالی که عبارت "لطفا چند لحظه" را تکرار می کرد! دست داخل کیف دستی اش کرد و یک آلبوم را از داخل آن در آورد و آنرا جلوی من باز کرد!

تصویری از یک خانواده پر جمعیت و شروع کرد به نشان دادن خودش و همسرش و ۱۵ پسر و دختر خودش که در قامت یک هیات دولت صف کشیده بودند !

2

هر صفحه ای از آلبوم را که برگ می زد ،تصویری از یک پسر و عروسش و یا دختر و دامادش به اتفاق فرزندان آنان بود !

پیر زن با شوق و ذوق فراوانی تصاویر را نشان می داد و از شغل و زندگی و فرزندان آنان سخن می گفت! تا به آخرین صفحه آلبوم و یک عکس دسته جمعی پرجمعیت رسید!

رو به همسرم کرد و گفت ،داشتن خانواده پر جمعیت و بزرگ خیلی خوب است و خانواده کم جمعیت اصلا خوب نیست! دو تا بچه خیلی خیلی کم است و اصلا خوب نیست!

پرواز ما به سمت ایران زودتر از این پیرزن بود و زود خدا حافظی کردیم و رفتیم بسمت هواپیما .در طول پرواز به این موضوع خیلی فکر کردم که چطور این خانواده ها در تمدن لیبرال دموکراسی بسته و به پایان تاریخ خود رسیده ،به این نتیجه رسیده اند که خیر در خانواده های پرجمعیت است که ما خودمان در ابتدای پیروزی انقلاب به همان سمت رفته بودیم اما تحت سیاست های غلط و اشتباه بعض دولت های لیبرال ، به سمت خانواده های تک و یا دو فرزندی آوردیم !

خیلی عجیب است که آنها ما و فرهنگ خانوادگی پرجمعیت ما را الگوی خود قرار داده اند و ما فرهنگ منحط کم جمعیتی و حتی بی فرزندی آنان را الگوی خود قرار داده ایم !

✍️ حسن بیارجمندی فارغ التحصیل دانشگاه وزارت خارجه روسیه

انتهاي پيام/